Published October 26, 2017 | Version 2
Book Restricted

عرفان هندو و اسلامی

Authors/Creators

  • 1. Alzahra University

Description

 

روبرت چارلز زینردر كتاب عرفان هندو و اسلامی كوشيد تا اين فرض اثبات ناشده را كه عرفان

پديده اي كم وبيش يك شكل در تمام سنن ديني است، رد كند . وي بر اين حقيقت

تأكيد مي كند كه نه تنها در سنن عرفاني مختلف بلكه در يك دين واحد هم تجارب

عرفاني متنوع، آشكارا اظهار شده است . زينر در نظر دارد تا در هشت سخنراني

پيشرفت انديشة عرفاني را در دورة شكل گيري آن، هم در هندوئيزم و هم در اسلام

دنبال كند و هدف او از اين كار آن است كه تنوع عرفانيِ يافت شده در هر دو سنت

ديني را بررسي نمايد . او بحث خود را با متمايز كردن سه نوع عرفان اصلي آغاز

كرده، سپس پيشرفت آن را در شكل گيري هندوئيزم دنبال مي كند.

عرفان نوع اول همه خدايي  يا  مه در خدايي  است كه مبناي غالب تفكرات اوپانيشادي بوده و اظهاراتي چون

اين » يا « كل اين عالم برهمن است » یا  « این کل منم»بيانگر آن است. نوع دوم تجربه وحدت يكپارچه است كه در اوپانيشادها نيز يافت مي شود اما به طور خاص ويژگي تجربه رهايي( مکشا)

است؛ هم در آموزة وحدت گراي شانكارا  فيلسوف قرن هشتم  و هم در آموزة

دوگانه انگار يوگا  سانكهيه. نوع سوم و آخر تجربه عرفاني كه زينر آن را متمايز

كرده تجربه اي است كه در آن گفتگوي عاشقانه با خدا وجود دارد و ماحصل آن

اتحادي دگرگون ساز و متحول كننده است . در اين نوع، برهمن غير از خدايي است

كه بر برهمن ترجيح دارد و اين قسم عرفان مذهب اخلاص (بهکتی) بهگودگیتا و

شارح بزرگ آن رامانوجاست.

اما در مورد اسلام، زينر بسط تصوف را با معيارهاي شخصيتها ي اصلي يعني

ابويزيد، ابوسعيد، جنيد، غزالي و ديگران بررسي مي كند. در حالي كه عرفان هندي

با تجربة وحدت يكپارچه آغاز گرديد و به سوي تجربة خداي متعال  كه ارتباط يا

اتحاد عاشقانه با او امكان پذير است  پيش رفت ؛ عرفان اسلامي با خداي به كلي

ديگر(غیر) قرآ نآغاز شد و به جانب تجربة وحدت وجود و تعظيم بي نهايت خود

 گراييد. زينر اعلام مي كند كه اين گرايش نتيجة نفوذ وحدت وجود « من اويم »

ودانته اي در تصوف است.

شايد نتوان با تمام برداشتهاي زينر از قطعات اوپا نيشادها، گيت ايا اقوال بر جاي

مانده از عرفاي صوفي موافق بود؛ يا نتوان انواع عرفان را آن گونه كه او به وضوح از

هم متمايز كرد، پذيرفت، اما اين نظر او كه وجود شباهتهاي ميان آراء صوفيه و

هندوها حاكي از تأثيرپذيري آنان از اقوال و تعاليم هندوان است، مورد توافق برخي

خاورشناسان ديگر چون لويي ماسينيون و ماکس هورتن نيز بوده است . در عين حال

خود صوفيه اين تأثير را منتفي دانسته و قائل شده اند كه تصوف، عصاره و باطن قرآ ن

و احاديث نبوي و حاصل كشف و شهود اولياء خداست كه به وا سطة تزكية نفس و

گشته اند . برخي « خواطر ربا ني و ملكي » و « مواهب الهي » گشته اند. برخی

صاحب نظران و عرفان پژوهان مسلمان نيز اين نظر را به ديدة انكار نگريسته و در رد

آن سخنها گفته اند؛ از جمله آنكه عبارا ت و كلمات مشابهي كه بر زبان صوفيه جاري

شده ممكن است توارد و اتفاق باشد . بسياري از اين عبارات يا واژه ها مأخذ قرآني

دارند و علاوه بر معنايي كه صوفيه در نظر داشته اند با آنچه در نزد هندوان متداول

بوده، بسيار تفاوت دارد و گاه كاملاً مخالف است . به زعم اين گروه پاره اي از

اظهارنظرهاي زينر در باب مسيرهاي ارتباطي دو سنت عرفاني اسلامي و هندو مستند

و قابل اثبات نيست و در نهايت موارد اختلاف بيش از مشابهت ها بوده و قبول ادعاي

زينر درخصوص تأثيرپذيري يكي از ديگري، دشوار است.

در هر حال نمي توان انكار كرد كه زينر در اين اثر خود در مورد موضوعي

به غايت دشوار به نحوي فوق العاده ارزشمند و استادانه بررسي و تحقيق كرده است .

اين اثر علاوه بر هشت سخنراني، شامل دو پ يوست است . پيوست نخست حاوي

قطعاتي از تفسير رامانوجا بر بهگودگيتا موضوعات ي چون طبيعت نفس، خدا و

نفس، خودسازي و حب خداوند است.

پيوست ديگر شامل دو متن است كه زينر در طول سخنرانيها مكرر از آنها

نقل قول مي كند. متن اول روايات سهلگي و عطار از معراج بايزيد است كه در دو

ستون به موازات يكديگر درج گرديده اند تا خواننده بتواند در يك نگاه، نحوة

تفسير آن دو را از معراج بايزيد ملاحظه كند؛ ضمن آنكه روايت عطار حاوي

اطلاعات بيشتري نسبت به روايت سهلگي است . متن دوم نيز بخشي از كتاب الفنای جنید بغدادی است که به کوشش عبدالقادر در فصلنامه اسلامی (1/79-82)به چاپ رسيده است.

ترجمه اي از روايت سهلگي در پيوست نخست كتاب دفتر روشنايي (ص325-337) كه به كوشش دكتر محمدرضا شفيعي كدكني فراهم آمده در

دسترس است . روايت عطار نيز در خلال كتاب تذكرة الاوليا ءعطار (175-179)

كه به كوشش دكتر محمد استعلامي بررسي، تصحيح و توضيح داده شده است.

متن دوم در پيوست دوم نيز حاوي بخشي از كتاب الفنا يجنيد است . اين

گفتار در كتاب الاما مالجنيد، سيد الطائفتين  (ص 326-330 )، به كوشش شيخ احمد

فريد المزيدي؛ همچنين در رساله الجنيد (ص 137-149) به كوشش جمال رجب

سيدبي موجود است . ترجمه فارسي كتاب الفنا در كتاب تاج العارفين جنيد بغداد ي:

رسايل، سخنان و احوا لتأليف و ترجمه مسعود انصاري در دسترس است.

Notes

جمع بندي حال بگذاريد خيلي خلاصه محتواي اين سخنرانيها را مرور كنيم . ريشه عرفان هندو در اوپانيشادهاست كه هيچ تمايز مشخصي بين خدا و نفس انسان كه به طبع موجودي قديم است، وجود ندارد . از اين رو در ودانته، خودشناسي الزاماً به اين معنا دانسته شده است كه نفس به اطلاق خويش واقف شود . معناي آن تجربه از نظر يوگا سانكهيه چيزي بيش از بهره مندي نفس از خلود خاص خود نيست . سپس اوپانيشاد شوتاشوتره و گيتاادعا مي كنند كه يك خداي متشخص وجود دارد كه از مطلق نامتشخص برتر است و گيتامي افزايد كه اين خدا، خداي محبت است كه با اخلاصي متواضعانه به آساني قابل دسترس است . سپس رامانوجا خدا و برهمن يا مطلق را به وضوح كامل از هم تفكيك مي كند؛ برهمني كه بنا به تعريف حالت وجودي صرفاً فرازماني و فرامكاني است و نفس در آن حال وجود دارد . نفس ، در اين حالت وجودي هستي با خداوند انباز است : اما جاودانه دانستن خو يش همان خدا دانستن خود نيست، بلكه اولين مرحلة ضروري است كه در آن نفس تمام پيوندهاي خود را با ماده و ذهن ترك گفته و خود را براي مواجهه با خدا رها مي سازد. بي هيچ احساس محبتي مي توان به حالت رهايي دست يافت و حالت دوم [يعني مواجهه با خدا] كاملاً مبتني بر آن است. تا اینجا عرفان هند عرفان اسلامي با مفهوم خدا آغاز مي شود كه جداي از آفرينش اوست ؛ اما تصوف مي آموزد آنان كه با علاقة قلبي در انتظار دعوت او مي مانند، مي توانند خدا را تجربه كنند و اين منجر به اتحاد با او مي شود؛ اتحادي كه در آن نفس باز نشان فردانيت را حفظ مي كند. وقتي كه ابويزيد بسطامي ايده هاي ودانته اي هند را در اين عرفان كه عرفان محاسبي و ذوالنون است، باب كرد، شوك شديدي به آن وارد شد . ابويزيد تجربه عارفانه وحدت يكپارچه نفس را با تجربه اتحاد با خدا خلط كرد و از اين رو جريان عرفان اسلامي را به كل تغيير داد . اما جنيد بغدادي مبارزه را ادامه داده، نشان مي دهد كه اتحاد نفس با خدا همان چيزي است كه او آن را صرفاً «اول التفرید» خود نفس مي نامد و اين دامي است كه خدا براي غرور روحاني مي گستراند اگر خدا بخواهد اين تفريد را متلاشي مي كند و آنگاه نفس با خالق خود ارتباط من - تو برقرار مي كند كه در اين ارتباط خدا بر نفس غلبه كرده، آن را مختص خويش مي گرداند و نفس، عاشقانه تسليم مي شود و تمام مشقتي را كه اين تسليم در پي دارد، مي پذيرد. اتحاد نفس با خدا، پيوند بي مانندي است كه هر نفس جزئي با خدا برقرار مي كند و در آن رنج به لذت مبدل مي شود. حركت وحدت گرايانه اي را كه ابويزيد آغاز كرد فقط مورد مخالفت جنيد قرار نگرفت؛ هم نجم الدين رازي كه مدافع سنت گرايي اسلامي بود و هم ابن طفيل كه طرفدار ميانه روي بود، نشان دادند كه ادعاي وحدت گرايانة خدا بودن « شبهه ای آشکار » است.

Files

Restricted

The record is publicly accessible, but files are restricted. <a href="https://zenodo.org/account/settings/login?next=https://zenodo.org/records/3677691">Log in</a> to check if you have access.